قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2413
تاريخ الفي ( فارسى )
مدّت حكومتش به نيابت و استقلال دوازده سال بود . از آن جمله دو سال و كسرى در خراسان نايب عمّ خود طغرل بيگ بود و بعد از فوت طغرل بيگ سلطنت به استقلال كرد . و در اكثر تواريخ معتبره در ذكر حيلهء سلطان البارسلان چنين آوردهاند كه وى محاسن دراز داشتى و طاقيهاى بلند بر سر نهادى ؛ چنانچه از سر طاقيهء او تا نهايت محاسنش دو گز در نظر بيننده آمدى . و از جمله اخلاق حميدهء او يكى آن بود كه با فقرا و ضعفا بسيار ترحّم و اشفاق ورزيدى و اين در مزاج او غالب بودى . و در ايّام حكومت خود هيچ احدى را به خيانت نگرفت و مصادره [ 286 الف ] نفرمود و هميشه بر فقرا و ايتام تصدّقات وافر مىنمود ؛ خصوصا در ماه رمضان مقرّر بود كه پانزده هزار دينار بر فقرا و ايتام تصدّق مىنمود ، و از رعايا سواى خراج مقرّرى هيچ چيز نمىگرفت و آن خراج را نيز بر وفق و مدارا و دفعات بتدريج تحصيل مىنمود . و به صحّت رسيده كه روزى شخصى شكايت خواجه نظام الملك نوشته . سلطان آن مكتوب را بعد از مطالعه به خواجه داد و گفت : اگر مضمون اين نوشته موافق نفس الأمر است و راست مىباشد ، مىبايد كه تو اخلاق خود را مهذّب كنى و با زيردستان ، كه ودايع الهىاند و ما را از احوال ايشان پرسش خواهد بود ، اين نوع سلوك نكنى . و اگر همانا مضمون اين نوشته دروغ و خلاف واقع است ، بايد كه از زلّت آن شخص درگذرى و او را به مهمّى از مهمّات ديوانى مشغول دارى كه به واسطهء شغل به آن مهمّ ، از سعايت خلايق بازماند . و نيز در تواريخ معتبره مسطور است كه سلطان البارسلان اكثر اوقات خود را به استماع اخبار شجعان گذشته مصروف داشتى ، و لهذا در اكثر اوقات در مجلس او ذكر محاربات اسكندر ذى القرنين و غزوات امير المؤمنين و امام المتّقين علىّ بن أبى طالب ، عليه السّلام ، گذشتى و او را از شنيدن حالات شجاعان ، نشاط و انبساط عظيم حاصل مىشد . و هميشه مقرّبان خود را از ستم و جور بر رعايا تخويف و تهديد نمودى ؛ چنانچه روزى به او رسيد كه يكى از غلامان او از دست روستايى ، بند ازارى گرفته . فى الحال آن مملوك را فرمود كه بر دار كشيدند تا موجب عبرت ساير سپاه او گردد . بنابراين ، تمامى ممالك محروسهء او ، كه از شام تا اقصى ماوراء النهر بود ، هيچ احدى را ياراى آن نبود كه مقدار يك حبّه از زيردستى به ظلم و تعدّى تواند گرفت . و در الكامل التّاريخ مسطور است كه سلطان البارسلان در وقت فوت از جمله وصيّتهايى
--> - همين است ؛ ولى در ساير كتب ، از جمله : جامع التّواريخ ، روضة الصّفا ، حبيب السّير ، تاريخ ولادت الب ارسلان دوّم محرّم سال چهار صد و بيست و يك ثبت شده است و در راحة الصّدور شب آدينه دوم محرّم سنهء احدى و ثلثين و اربع مائه [ 431 ] آمده است ( ص 117 ) . و مدّت عمر او در سلجوقنامه ( ص 29 ) سى و چهار سال ذكر شده است .